دیگر ویدئو ها
دیدگاهها و نظرات
دیدگاههای ارسال شده توسط شما، پس از تأیید در رسانه تکنوجو منتشر خواهد شد. لطفاً از ارسال پیامهای حاوی توهین یا افترا خودداری فرمایید.
دیدگاههای ارسال شده توسط شما، پس از تأیید در رسانه تکنوجو منتشر خواهد شد. لطفاً از ارسال پیامهای حاوی توهین یا افترا خودداری فرمایید.

ظهور ابزارهای هوش مصنوعی و افزایش توانایی توسعهدهندگان مستقل در بازسازی نرمافزارهای پیچیده، یکی از مهمترین فرضهای صنعت نرمافزار را زیر سؤال برده است: اینکه ساخت نرمافزارهای پیشرفته، فرایندی دشوار، زمانبر و پرهزینه است. همزمان، گسترش عاملهای هوش مصنوعی میتواند نیاز کاربران به رابطهای کاربری سنتی را کاهش دهد؛ تغییری که در صورت تحقق، ارزشگذاری شرکتهای نرمافزاری را با تحولی اساسی مواجه خواهد کرد.
صنعت نرمافزار به بازاری بزرگ و جهانی تبدیل شده است که بخش قابلتوجهی از درآمد آن بر فروش اشتراک ابزارهای نرمافزاری استوار است. بااینحال، پیشرفت هوش مصنوعی در حال تغییر قواعد رقابت در این بازار است؛ تغییری که میتواند مزیتهای رقابتی شرکتهای باسابقه را تضعیف کند و فرصتهای تازهای برای توسعهدهندگان مستقل به وجود آورد.
پروژه متنباز Remade نمونهای از این تحول است. این پروژه در مخزن گیتهاب خود، مجموعهای از تلاشها برای بازسازی نرمافزارهای تجاری را گردآوری کرده است؛ از ابزارهای ویرایش تصویر مانند فتوشاپ گرفته تا نرمافزارهای صفحهگسترده، طراحی مهندسی و محاسبات علمی مانند اکسل، اتوکد و متلب.
بر اساس آمار مطرحشده درباره این مجموعه، از میان ۱۳۶ پروژه و ابزار فهرستشده، ۹۳ مورد از زبان برنامهنویسی Rust استفاده میکنند و ۱۱۷ مورد نیز تنها یک توسعهدهنده دارند.
البته این آمار به معنای آمادگی این پروژهها برای رقابت مستقیم با محصولات تجاری نیست. بسیاری از آنها هنوز در مراحل آزمایشی قرار دارند و ممکن است هرگز به محصولات کامل و قابلاتکا تبدیل نشوند.
بااینحال، اهمیت این روند در جای دیگری است: هوش مصنوعی میتواند فاصله میان ایدهپردازی و ساخت نمونه اولیه نرمافزار را بهشدت کاهش دهد.
کاری که پیشتر به تیمهای مهندسی بزرگ، منابع مالی قابلتوجه و ماهها یا سالها توسعه نیاز داشت، اکنون ممکن است برای برخی کاربردها با کمک یک توسعهدهنده و عاملهای هوش مصنوعی در مدتزمانی بسیار کوتاهتر امکانپذیر باشد.
این تحول لزوماً به معنای حذف نیاز به مهندسان نرمافزار نیست؛ بلکه نشان میدهد هزینه تولید برخی قابلیتهای نرمافزاری ممکن است بهسرعت کاهش یابد.
هشدار گارتنر؛ تهدیدی برای صدها میلیارد دلار هزینه نرمافزاری
در سوی دیگر این معادله، تغییر نحوه استفاده از نرمافزارها قرار دارد.
شرکت پژوهشی گارتنر در گزارشی که در متن اولیه به اول ژوئیه ۲۰۲۶ نسبت داده شده است، هشدار داده که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۲۳۴ میلیارد دلار از هزینههای سازمانی برای نرمافزارهای کاربردی ممکن است در معرض پدیدهای قرار گیرد که از آن با عنوان «آربیتراژ عاملهای هوش مصنوعی» یاد میشود.
این رقم، در صورت صحت برآورد نقلشده، معادل حدود ۲۰ درصد از هزینههای سازمانی برای نرمافزارهای کاربردی است.
مفهوم این هشدار آن است که شرکتها ممکن است بهجای خرید اشتراک چندین نرمافزار برای انجام وظایف مشخص، از عاملهای هوش مصنوعی استفاده کنند؛ عاملهایی که قادرند مستقیماً با دادهها و سامانههای مختلف کار کنند و بخشی از قابلیتهای نرمافزارهای سنتی را بدون نیاز به تعامل مستقیم کاربر با رابط کاربری آنها ارائه دهند.
در چنین شرایطی، ارزش اقتصادی نرمافزار دیگر صرفاً به امکانات آن یا کیفیت رابط کاربری وابسته نخواهد بود؛ بلکه توانایی آن در ارائه خدماتی ضروری، قابلاعتماد و متمایز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
چرا رابط کاربری دیگر مزیت رقابتی مطمئنی نیست؟
رابط کاربری برای دههها یکی از مهمترین بخشهای تجربه کار با نرمافزار بوده است. شرکتها برای طراحی محیطهای کاربری ساده، قابلیتهای تعاملی و جریانهای کاری اختصاصی سرمایهگذاری کردهاند تا استفاده از محصولاتشان برای کاربران آسانتر شود.
اما عاملهای هوش مصنوعی میتوانند این رابطه را تغییر دهند.
اگر کاربر بتواند با یک دستور متنی، تحلیل دادهها را انجام دهد، گزارش بسازد، اطلاعات را از چند سامانه استخراج کند یا فرایندهای پیچیده اداری را بهصورت خودکار پیش ببرد، ممکن است دیگر نیازی به بازکردن چند نرمافزار و کار با رابط اختصاصی هرکدام نداشته باشد.
در این مدل، کاربر بهجای تعامل مستقیم با نرمافزار، خواسته خود را به عامل هوش مصنوعی اعلام میکند و عامل وظایف لازم را از طریق ابزارها و سامانههای متصل انجام میدهد.
به این ترتیب، رابط کاربری ممکن است از یک مزیت رقابتی مستقل به لایهای کماهمیتتر در تجربه کاربر تبدیل شود.
البته این تحول برای همه نرمافزارها به یک اندازه محتمل نیست. در ابزارهایی که کنترل دقیق، تعامل بصری، بازبینی انسانی یا دستکاری مستقیم محتوا اهمیت دارد، رابط کاربری همچنان میتواند نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
چه چیزی جایگزین مزیتهای سنتی نرمافزار میشود؟
اگر بازتولید قابلیتهای نرمافزاری آسانتر شود و عاملهای هوش مصنوعی نیز بخشی از تعامل مستقیم کاربران با نرمافزارها را حذف کنند، شرکتها برای حفظ جایگاه خود به مزیتهایی فراتر از قابلیتهای فنی و طراحی رابط کاربری نیاز خواهند داشت.
مهمترین این مزیتها عبارتاند از:
● دادههای اختصاصی: مجموعهدادههایی که رقبا بهسادگی به آنها دسترسی ندارند یا بازسازی آنها دشوار است.
● شبکه توزیع و پایگاه مشتریان: دسترسی تثبیتشده به مشتریان و توانایی جذب و حفظ آنها.
● یکپارچگی با سامانههای دیگر: اتصال عمیق به زیرساختها، فرایندهای سازمانی و ابزارهایی که تغییر آنها هزینهبر است.
● اعتماد و امنیت: اطمینان مشتریان از حفاظت اطلاعات، پایداری خدمات و مسئولیتپذیری ارائهدهنده.
● الزامات قانونی و تأییدیهها: موانعی که بهویژه در صنایع مالی، پزشکی و سایر حوزههای حساس اهمیت دارند.
این عوامل میتوانند همچنان از شرکتهای نرمافزاری در برابر رقابت محافظت کنند؛ حتی زمانی که بازسازی بخش قابلتوجهی از قابلیتهای فنی محصولات آنها آسانتر شده باشد.
پاسخ لزوماً منفی است.
مدل نرمافزار بهعنوان سرویس یا SaaS همچنان میتواند برای بسیاری از کسبوکارها جذاب باشد؛ زیرا نگهداری زیرساخت، بهروزرسانی، پشتیبانی، امنیت و دسترسپذیری خدمات هزینهها و پیچیدگیهای خاص خود را دارند.
ساخت یک نمونه اولیه از نرمافزار، با تولید محصولی که بتواند در مقیاس سازمانی و با قابلیت اطمینان بالا فعالیت کند، تفاوت زیادی دارد. شرکتهای بزرگ صرفاً برای دسترسی به چند قابلیت نرمافزاری هزینه نمیکنند؛ آنها برای پایداری، پشتیبانی، انطباق با مقررات و ادغام با فرایندهای حیاتی خود نیز پول میپردازند.
بااینحال، حتی اگر SaaS از بین نرود، ممکن است ساختار اقتصادی آن تغییر کند. شرکتهایی که بخش عمده ارزش خود را از قابلیتهایی به دست میآورند که بهآسانی قابلبازتولید هستند، ممکن است با فشار رقابتی بیشتری مواجه شوند. در مقابل، کسبوکارهایی که دادههای منحصربهفرد، ارتباط عمیق با مشتریان و زیرساختهای ضروری در اختیار دارند، احتمالاً موقعیت مستحکمتری خواهند داشت.
نرمافزار ارزانتر میشود؛ اما آیا ارزش آن هم کاهش مییابد؟
تحولات اخیر نشان میدهند که هوش مصنوعی از دو مسیر بر صنعت نرمافزار فشار وارد میکند: از یک سو، هزینه تولید قابلیتهای نرمافزاری را کاهش میدهد و از سوی دیگر، امکان استفاده از این قابلیتها را بدون تعامل مستقیم با رابطهای کاربری سنتی فراهم میکند.
ترکیب این دو روند میتواند نحوه رقابت شرکتها، مدل قیمتگذاری محصولات و حتی ارزشگذاری کسبوکارهای نرمافزاری را تغییر دهد.
بااینحال، کاهش هزینه تولید نرمافزار الزاماً به معنای کاهش ارزش تمام شرکتهای این صنعت نیست. آنچه ممکن است تغییر کند، معیار ارزشگذاری است: از توانایی ساخت نرمافزار به توانایی ارائه خدماتی که بازتولید آنها دشوار، جایگزینی آنها پرهزینه و اعتماد به آنها ضروری است.
شاید مهمترین پیام این تحول آن باشد که نرمافزار لزوماً کمارزشتر نمیشود؛ بلکه کمیاببودن قابلیتهای نرمافزاری دیگر مانند گذشته مزیت رقابتی محسوب نخواهد شد.
کپی