دیدگاههای ارسال شده توسط شما، پس از تأیید در رسانه تکنوجو منتشر خواهد شد. لطفاً از ارسال پیامهای حاوی توهین یا افترا خودداری فرمایید.

هوش مصنوعی میتواند حل مسائل را سریعتر و آسانتر کند؛ اما اگر این فناوری را برای پاسخدادن به تمام پرسشهایمان به کار بگیریم، آیا توانایی ما برای فکرکردن مستقل نیز تحت تأثیر قرار میگیرد؟ نتایج یک پژوهش جدید با مشارکت ۱۲۲۲ نفر نشان میدهد حتی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه استفاده از هوش مصنوعی برای حل مسائل ممکن است با کاهش عملکرد افراد پس از قطع دسترسی به این ابزار و افزایش تمایل آنها به رهاکردن مسائل دشوار همراه باشد.
وقتی هوش مصنوعی کنار میرود، چه اتفاقی میافتد؟
در سالهای اخیر، ابزارهای هوش مصنوعی مولد مانند ChatGPT به دستیارانی قدرتمند برای حل مسائل ریاضی، درک متون و انجام فعالیتهای فکری تبدیل شدهاند. این ابزارها میتوانند در مدت کوتاهی پاسخهایی ارائه دهند که پیدا کردن آنها بدون کمک هوش مصنوعی به زمان و تلاش بیشتری نیاز دارد.
بااینحال، پژوهشی جدید این پرسش را مطرح میکند که آیا استفاده از چنین ابزارهایی بر عملکرد ذهنی افراد در شرایطی که دیگر به هوش مصنوعی دسترسی ندارند، تأثیر میگذارد یا خیر.
پژوهشگران در سه آزمایش تصادفی با مشارکت مجموعاً ۱۲۲۲ نفر، عملکرد افراد را هنگام حل مسائل ریاضی و پاسخگویی به پرسشهای درک مطلب بررسی کردند. برخی شرکتکنندگان مسائل را بهصورت مستقل حل کردند و برخی دیگر اجازه داشتند از ChatGPT کمک بگیرند.
نتایج اولیه مطابق انتظار بود: افرادی که به هوش مصنوعی دسترسی داشتند، هنگام استفاده از آن عملکرد بهتری نشان دادند. اما هنگامی که دسترسی آنها به چتبات بهطور غیرمنتظره قطع شد، وضعیت تغییر کرد.
افت عملکرد پس از قطع دسترسی به ChatGPT
یکی از یافتههای قابل توجه پژوهش به آزمایش نخست مربوط میشود. پس از حذف دسترسی به هوش مصنوعی، شرکتکنندگانی که پیشتر از آن کمک گرفته بودند، تنها به ۵۷ درصد از مسائل بعدی پاسخ صحیح دادند؛ درحالیکه این میزان در میان افرادی که از ابتدا مستقل کار کرده بودند، به ۷۳ درصد میرسید.
تفاوت فقط به دقت پاسخها محدود نبود. افراد گروه استفادهکننده از هوش مصنوعی، پرسشهای بیشتری را نیز بدون پاسخ رها کردند.
بر اساس نتایج گزارششده، این افراد حدود ۲۰ درصد از پرسشها را کنار گذاشتند؛ درحالیکه این میزان در گروهی که بدون کمک هوش مصنوعی کار کرده بودند، حدود ۱۱ درصد بود.
این ارقام نشان میدهند که در شرایط آزمایش، استفاده از هوش مصنوعی با افت عملکرد پس از قطع دسترسی و افزایش احتمال رهاکردن مسائل همراه بوده است.
البته این نتایج بهتنهایی ثابت نمیکنند که هوش مصنوعی علت قطعی کاهش پشتکار است یا چنین اثری در همه افراد و موقعیتها رخ میدهد.
تفاوت مهم میان دریافت پاسخ و یادگیری از هوش مصنوعی
یکی از نکات جالب این پژوهش، تفاوت میان شیوههای استفاده از هوش مصنوعی است.
افرادی که بیشتر از ChatGPT برای دریافت پاسخ نهایی استفاده میکردند، پس از قطع دسترسی با مشکلات بیشتری روبهرو شدند. در مقابل، افرادی که از هوش مصنوعی برای دریافت راهنمایی، مشاهده مراحل حل مسئله یا فهم بهتر مفاهیم کمک میگرفتند، الگوی متفاوتی نشان میدادند.
بااینحال، باید به یک نکته روششناختی توجه کرد: این مقایسه مشاهدهای بود و نه نتیجه یک آزمایش تصادفی مستقل که مستقیماً دو شیوه استفاده را با یکدیگر مقایسه کرده باشد. بنابراین، نمیتوان با قطعیت نتیجه گرفت که استفاده از هوش مصنوعی برای دریافت راهنمایی همیشه عملکرد مستقل را حفظ میکند.
با وجود این محدودیت، یافتهها پرسشی مهم را مطرح میکنند: آیا نحوه استفاده از هوش مصنوعی میتواند بهاندازه مدت استفاده از آن اهمیت داشته باشد؟
برای مثال، وقتی دانشآموزی پاسخ کامل یک مسئله ریاضی را از چتبات دریافت میکند، ممکن است بدون درگیرشدن با مراحل حل، به نتیجه برسد. اما اگر همان دانشآموز ابتدا خودش تلاش کند و سپس از هوش مصنوعی بخواهد اشتباهاتش را توضیح دهد، فرصت بیشتری برای تمرین و درک مفاهیم خواهد داشت.
«تقلا برای یادگیری» چه نقشی در عملکرد مغز دارد؟
در فرایند یادگیری، همیشه آسانترین مسیر بهترین مسیر نیست. گاهی تلاش برای حل یک مسئله دشوار، بررسی چند راهحل و حتی اشتباهکردن، بخشی ضروری از یادگیری است.
این فرایند را میتوان با مفهوم «تقلا برای یادگیری» یا Productive Struggle توضیح داد؛ یعنی تلاش ذهنی هدفمندی که فرد هنگام مواجهه با یک مسئله چالشبرانگیز انجام میدهد.
وقتی پاسخها بهسرعت در اختیار ما قرار میگیرند، ممکن است انگیزه کمتری برای ادامه تلاش داشته باشیم. در چنین شرایطی، فرد میتواند بهجای تمرین مهارتهای حل مسئله، به دریافت پاسخ آماده وابسته شود.
پژوهش مورد بحث این احتمال را مطرح میکند که استفاده از هوش مصنوعی، بهویژه زمانی که جایگزین تلاش مستقل میشود، ممکن است بر تمایل افراد به ادامهدادن فعالیتهای دشوار تأثیر بگذارد.
بااینحال، این موضوع به معنای آن نیست که هر نوع استفاده از هوش مصنوعی به یادگیری آسیب میزند. توضیح مفاهیم پیچیده، ارائه بازخورد و کمک به شناسایی اشتباهات نیز میتوانند در فرایند یادگیری نقش داشته باشند.
آیا هوش مصنوعی در بلندمدت توانایی فکرکردن را کاهش میدهد؟
پاسخ کوتاه این است: هنوز نمیدانیم.
با وجود اهمیت نتایج این پژوهش، آزمایشها روی فعالیتهای آنلاین کوتاهمدت انجام شدهاند و آثار فوری استفاده از هوش مصنوعی را بررسی کردهاند. این مطالعه ثابت نمیکند که استفاده از ChatGPT موجب آسیب دائمی به تواناییهای شناختی میشود یا افراد را در بلندمدت کمهوشتر میکند.
همچنین مشخص نیست که آیا این آثار پس از چند هفته یا چند ماه استفاده از هوش مصنوعی ادامه پیدا میکنند، از بین میروند یا با تغییر شیوه استفاده کاهش مییابند.
برای پاسخدادن به این پرسشها، به پژوهشهای طولانیمدت و آزمایشهایی نیاز داریم که تأثیر روشهای مختلف استفاده از هوش مصنوعی را بر یادگیری، حافظه، استدلال و پشتکار بررسی کنند.
بنابراین، بهتر است نتایج این مطالعه را هشداری درباره شیوه استفاده از هوش مصنوعی بدانیم، نه مدرکی قطعی برای اثبات آسیب شناختی ناشی از آن.
چگونه از هوش مصنوعی استفاده کنیم، بدون اینکه تفکر مستقل را کنار بگذاریم؟
یافتههای این پژوهش میتوانند به بازنگری در نحوه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، بهویژه در آموزش و یادگیری، کمک کنند.
چند راهکار ساده میتواند استفاده فعالانهتر از این ابزارها را امکانپذیر کند:
● ابتدا خودتان تلاش کنید: پیش از پرسیدن سؤال از هوش مصنوعی، چند دقیقه برای حل مسئله وقت بگذارید.
● بهجای پاسخ کامل، راهنمایی بخواهید: از هوش مصنوعی بخواهید سرنخ بدهد یا مرحله بعدی را توضیح دهد.
● منطق پاسخ را بررسی کنید: فقط به نتیجه نهایی اکتفا نکنید؛ سعی کنید دلیل درستی پاسخ را بفهمید.
● پس از دریافت توضیح، مسئله را مستقل حل کنید: پاسخ را کنار بگذارید و ببینید آیا میتوانید همان روش را بدون کمک اجرا کنید.
● گاهی بدون هوش مصنوعی تمرین کنید: انجام برخی فعالیتها بهصورت مستقل به شما کمک میکند میزان تسلط واقعی خود را ارزیابی کنید.
هدف، کنارگذاشتن هوش مصنوعی نیست؛ بلکه استفاده از آن بهعنوان ابزاری برای تقویت تواناییهای ذهنی است، نه جایگزینی کامل برای آنها.
جمعبندی؛ هوش مصنوعی باید دستیار تفکر باشد، نه جایگزین آن
هوش مصنوعی میتواند بهرهوری ما را افزایش دهد، دسترسی به اطلاعات را آسانتر کند و در حل مسائل پیچیده به ما کمک کند. اما پژوهش جدید نشان میدهد که در برخی شرایط، مزیت عملکردی حاصل از کمک هوش مصنوعی ممکن است پس از قطع دسترسی از بین برود و با کاهش پشتکار همراه باشد.
هنوز شواهد کافی برای نتیجهگیری درباره آثار بلندمدت این فناوری وجود ندارد؛ بااینحال، یک اصل همچنان اهمیت دارد: رسیدن به پاسخ درست با یادگیری روش رسیدن به آن یکسان نیست.
شاید بهترین دستیار هوش مصنوعی، ابزاری نباشد که همیشه سریعترین پاسخ را ارائه میدهد؛ بلکه ابزاری باشد که به ما کمک میکند بهتر فکر کنیم، اشتباهاتمان را بشناسیم و در نهایت بتوانیم بدون کمک آن نیز مسئله را حل کنیم.
کپی